اخبار > گزارش اجمالی از نشست 175 با موضوع «نقش دگرگونی واژه ها در فهم آیات و روایات»



 

کد خبر:٣٨٧٧٤٩بازدید:851تاریخ درج:دوشنبه ٢٧ دی ١٣٩٥

 گزارش اجمالی از نشست 175 با موضوع «نقش دگرگونی واژه ها در فهم آیات و روایات»

سلسله نشست های سید مرتضی رحمه الله منتشر کرد:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

دگرگونی معانی واژگان و نقش آن در فهم قرآن و حدیث

* مقدمه

1) قرآن و حدیث مهم ترین منبع جهت دریافت معارف مختلف، از جمله: تفسیر، فقه، اعتقادات، اخلاق، و ... بنابر این بایستی به شکل دقیق فهمیده شوند، و هر آسیبی در فهم آنها ممکن است در رفتار و کردار افراد اثر گذار باشد.

2) قدم اول در فهم کلام، فهم واژگان آن است، و فهم نا درست آنها موجب کج فهمی کل متن خواهد بود.

3) برخی واژگان در زمان گذشته معانی دیگری داشته است، که امروزه استفاده نمی شود، در حالیکه منظور از این واژگان در برخی آیات و روایات همان معانی است

* حقیقت زبان و تطور معنایی

با توجه به اینکه زبان یک پدیده اجتماعی و متأثر از عوامل متعددی است ، از جمله: نیازهای جامعه ، وضعیت اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی ، معنی برخی واژه ها به مرور زمان عوض و دگرگون می شود، و یا برخی معانی آن، از دست داده است

در نتیجه اگر واژه ای در حدیث یا قرآن به همان معنا به کار رفته باشد، معمولا طبق معنای فعلی تفسیر می شود ، در حالیکه معنا یا معانی فعلی منظور نیستند .

* انواع تطور معنایی

تطور معنایی چند حالت دارد:

1) واژه چند معنا داشته باشد، و به مرور زمان استعمال آن به برخی معانی از رده خارج شود، مانند: «عقل» که به معنی دیه به کار می رفته است. و «وضو» که به معنای شستن دست است.

2) واژه از رده استعمال خارج نمی شود بلکه معنای آن به مرور زمان دگرگون شود مانند: «قطار سیاره»، و گاهی واژه بار مثبت داشته است، و الآن بار منفی دارد و یا بر عکس مانند «تعمق»

* پیشینه

درباره دگرگونی معانی (تطور معنایی) از دهه هفتاد میلادی (پنجاه فارسی) در کشورهای عربی این بحث با عنوان «التطور الدلالی» مطرح شده است و نوشته هایی در قالب کتاب، پایان نامه، و مقاله، به چاپ رسید است. به نمونه هایی از این نوشته ها اشاره میکنم:

-  کتاب «التطور الدلالی بین لغة الشعر الجاهلی ولغة القرآن الکریم» نوشته: عودة خلیل أبو عودة.

-  «التطور الدلالی للألفاظ فی النص القرآنی» پایان نامه دکتری از جنان منصور کاظم الجبوری .

-  «التطور الدلالی لدی شعراء البلاط الحمدانی» / پایان نامه ارشد از عفراء رفیق منصور.

-  «أثر استشراف التطور الدلالی فی فهم النص القرآنی» مقاله از دکتر مهدی أسعد عرار.

-  «التطور الدلالی وأشکاله فی کتاب مفردات ألفاظ القرآن للراغب الأصفهانی» مقاله ای از: خضر أکبر حسن.

-  «التطور الدلالی للألفاظ» مقاله ای از دکتر حسناء عبد العزیز القنیعیر.

-  «التطور الدلالی وتأثیره على فهم القرآن الکریم» مقاله ای از اینجانب.

* آثار

توجه به دگرگونی معانی یا «تطور معنایی»، آثار متعددی دارد، به تعدادی از آنها اشاره میکنیم:

1) عدم نیاز به تأویل برخی آیات و روایات؛ مانند (نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیهُمْ).

2) دقت معارف استنباطی از قرآن و حدیث در زمینه های مختلف، از جمله: احکام شرعی (مانند: حکم ساختن مناره)، شیوه تربیتی (مانند: ... حَتَّى یتِمَّ لَهُ تِسْعُ سِنِینَ فَإِذَا تَمَّتْ لَهُ عُلِّمَ الْوُضُوءَ وَ ضُرِبَ عَلَیهِ وَ أُمِرَ بِالصَّلاةِ وَ ضُرِبَ عَلَیهَا)، تفسیری، و... .

3) ارتفاع تعارض میان برخی روایات مانند (روایات نبیذ).

4) پاسخ برخی مسائل روز مانند (إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الإِیمَانِ نَوَاقِصُ  الْعُقُولِ  نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ)

5) پاسخ برخی شبهات (مانند: إِنَّ الْقُرْآنَ الَّذِی جَاءَ بِهِ جَبْرَئِیلُ ع إِلَى مُحَمَّدٍ ص سَبْعَةَ عَشَرَ أَلْفَ  آیةٍ )

* چند نمونه

*      نمونه 1

(قالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَک فِی الحَیاةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ وَ إِنَّ لَک مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ وَ انْظُرْ إِلى  إِلهِک الَّذی ظَلْتَ عَلَیهِ عاکفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِی الْیمِّ نَسْفاً) طه : 97

* ترجمه آیه

[موسى ] گفت: پس [از میان مردم ] برو، یقیناً کیفر تو [به خاطر دور انداختن آثار رسالت و ساختن گوساله ] در زندگى این است که [دچار بیمارى مُسرى ویژه اى شوى تا هر کس نزدیکت آید بگویى:] به من دست نزنید؛ و تو را وعده گاهى [از عذاب بسیار سخت قیامت ] است که هرگز نسبت به تو از آن تخلف نخواهد شد، و [اکنون ] به معبودت که همواره ملازمش بودى نگاه کن که حتماً آن را در آتش بسوزانیم، سپس سوخته اش را در دریا مى پاشیم. (انصاریان)

موسى گفت: پس (از میان مردم بیرون) برو و حتما بهره تو در زندگى آن است که بگویى: به من دست نزنید (به واسطه مرض مسریت همه از تو بترسند و یا به مرض روانیت از همه بترسى، و به هر کس بگویى با من تماس نگیر) و البته براى تو وعده گاهى است که هرگز با تو خلاف نخواهد شد و اینک آن معبودت را که همواره ملازم (عبادت) آن بودى بنگر که آن را حتما در آتش مى سوزانیم سپس خاکسترش را در دریا مى پراکنیم. (مشکینی)

موسى گفت: از میان ما برو که تو در زندگانى دنیا (به مرضى معذب خواهى شد که همه از تو متنفر شوند و) دایم گویى کسى مرا نزدیک نشود، و (در آخرت) هم وعده گاهى (در دوزخ) دارى که با تو تخلف نخواهد شد، و اکنون این خدایت را که بر پرستش و خدمتش ایستادى بنگر که آن را در آتش مى سوزانیم و خاکسترش را به آب دریا مى دهیم. (الهی قمشه ای)

* چند پرسش

1) جنس گاو بنی اسرائیل از چه بود؟

جواب: جنس آن از طلا است، آیه می فرماید: (وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى  مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِیهِمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوارٌ أَ لَمْ یرَوْا أَنَّهُ لا یکلِّمُهُمْ وَ لا یهْدیهِمْ سَبیلاً اتَّخَذُوهُ وَ کانُوا ظالِمین(الأعراف : 148.

2) آیا طلا می سوزد، و به خاکستر تبدیل می شود؟  جواب: خیر.

3) معنی آیه چه می شود؟

* احراق در لغت

احراق در لغت معانی متعددی دارد، از جمله: حَرَقَ  الشیء: إذا برده بالمبرد (مفردات الفاظ القرآن)

حَرَقَ  الحدیدَ بالمِبْرَد یحْرُقه  ویحْرِقُه  حَرْقاً وحَرَّقه: بردَه وحَک بعضَه ببعض. وفی التنزیل: (لَنُحَرِّقَنَّهُ). وقرئ: (لَنُحَرِّقَنَّهُ)و (لنَحْرُقَنَّه)، و هما سواء فی المعنى؛ قال الفراء: من قرأ لنحرُقنّه:لنَبْرُدَنَّه بالحدید بَرْداً من  حرَقْتُه  أحْرُقه  حَرْقاً (لسان العرب)

بنابر این منظور از آیه سوزاندن گاو نیست بلکه منظور سابیدن آن با ساهون است، سپس پودر آن در دریا پاشیده می شود

* نمونه 2

﴿فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَ کفَّلَها زَکرِیا کلَّما دَخَلَ عَلَیها زَکرِیا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ یا مَرْیمُ أَنَّى لَک هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللهِ إِنَّ اللهَ یرْزُقُ مَنْ یشاءُ بِغَیرِ حِساب﴾

* ترجمه آیه

پس پروردگارش او را به پذیرش خوبى پذیرفت و به طرز نیکى بار آورد، و زکریا را (که شوهر خاله اش بود) کفیل (تربیت) او نمود. هر زمان که زکریا در محراب وارد بر او مى شد روزیى (خاص در غیر اوقات آن) در نزد او مى یافت، (یک روز) گفت: اى مریم این روزى براى تو از کجاست؟ گفت: آن از جانب خداوند است، زیرا خدا هر کس را بخواهد روزى بى شمار مى دهد. (مشکینى)

خداوند، او [مریم ] را به طرز نیکویى پذیرفت و به طرز شایسته اى، (نهال وجود) او را رویانید (و پرورش داد) و کفالت او را به «زکریا» سپرد. هر زمان زکریا وارد محراب او مى شد، غذاى مخصوصى در آن جا مى دید. از او پرسید: «اى مریم! این را از کجا آورده اى؟!» گفت: «این از سوى خداست. خداوند به هر کس بخواهد، بى حساب روزى مى دهد.» (مکارم)

* محراب در لغت

المِحْرابُ: صَدْرُ البَیتِ، و أَکرَمُ مَوْضِعٍ فیه، و الجمع المَحارِیبُ، و هو أَیضاً الغُرْفةُ قال: و المِحْرابُ عند العامة: الذی یقِیمُه النّاس الیوْمَ مَقام الإِمامِ فی المَسْجد، و قال الزجاج فی قوله تعالى: ﴿و هل أَتاک نبَأُ الخَصْمِ إذْ تَسَوَّروا المِحْرابِ؛ قال: المِحْرابُ أَرْفَعُ بَیتٍ فی الدَّارِ، و أَرْفَعُ مَکانٍ فی المَسْجِد. قال: و المِحْرابُ ههنا کالغُرْفةِ، و أَنشد بیت وضَّاحِ الیمَنِ. ...(لسان العرب)

* طریحی در معنی محراب نوشتند

قوله: ﴿کلَّما دَخَلَ عَلَیها زَکرِیا الْمِحْرابَ﴾ قِیلَ : بَنَى لَهَا غُرْفَةً فِی المَسْجِدِ وَ جَعَلَ بَابَ الْغُرْفَةِ وَسَطَ الحَائِطِ لَا یصْعَدُ إِلَیهَا إِلَّا بِالسُّلَّمِ وَ اسْتَأْجَرَ لَهَا ظِئْراً تُرَبِّیهَا، وَ کانَ إِذَا خَرَجَ یغْلِقُ عَلَیهَا الْبَابَ وَ لَا یدْخُلُ عَلَیهَا إِلَّا زَکرِیا حَتَّى کبِرَتْ. (مجمع البحرین)

قوله: ﴿فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ﴾ المِحْرَابُ بالکسر و السکون: الغرفة، و مقام الإمام فی المسجد، و الموضع ینفرد به الملک فیتباعد عن الناس... (مجمع البحرین)

* نمونه سوم

مُحَمَّدُ بْنُ یحْیى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الحُسَینِ عَنِ الحَسَنِ بْنِ عَلِی عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِی الْأَسْوَدِ عَنْ أَبِی الجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام  قَالَ: لَیسَ فِی شَیءٍ مِنَ الدُّعَاءِ عَشِیةَ عَرَفَةَ شَیءٌ مُوَقَّتٌ. (الکافی: ج 4 ص465 ح 6)

* معنی حدیث

علامه مجلسی نوشتند: قوله علیه السلام: «شیء مؤقت»: أی مفروض، أو معین لا تتأتى السنة بدونه (مرآة العقول) بنابر این میتوان حدیث را چنین ترجمه کرد: در شب عرفه دعای خاصی وجود ندارد (بلکه میتوان هر دعایی را خواند)

سؤال: آیا این معنا درست است؟

نکته قابل توجه این است که اعمال روز عرفه از ظهر تا غروب نهم ذی حجه است

* عشی در لغت

العِشَاء: أول ظلام اللیل...   العَشِی ، آخر النهار، فإذا قلت: عَشِیة فهی لیوم واحد، تقول: لقیته  عَشِیةَ یوم کذا، و عَشِیةً من  العَشِیات ، و إذا صغروا العَشِی  قالوا: عُشَیشِیان ، و ذلک عند الشفى و هو آخر ساعة من النهار عند مغیربان الشمس. و العَشَاء ممدود مهموز: الأکل فی وقت  العَشِی . و العِشَاء عند العامة بعد غروب الشمس من لدن ذلک إلى أن یولی صدر اللیل، و بعض یقول: إلى طلوع الفجر (کتاب العین: ج 2 ص 188 عشو، عشی)

* مؤید روائی

(...فَأَماتَهُ اللَهُ مِئَةَ عامٍ) أماته غدوة و بعثه عشیة قبل أن تغیب الشمس و کان أول شی ء خلق منه عیناه فی مثل غرقئ البیض ثم قیل له: «کمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ یوْماً» فلما نظر إلى الشمس لم تغب قال: «أَوْ بَعْضَ یوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ فَانْظُرْ إِلى  طَعامِک وَ شَرابِک لَمْ یتَسَنَّهْ- وَ انْظُرْ إِلى  حِمارِک وَ لِنَجْعَلَک آیةً لِلنَّاسِ.... (تفسیر العیاشی: ج1 ص141)

* معنی روایت

با توجه به اینکه اعمال عرفه از ظهر روز نهم ذی حجه تا غروب آن است، معنی عشیة در این روایت و مانند آن: بعد از ظهر است، نه شام عرفه یا شب آن است چنانچه معمولاً برداشت و ترجمه می شود.

یادآوری می شود که منظور از واژه «عشی» در برخی آیات نیز همین معنا است مانند : (وَ جاؤُ أَباهُمْ عِشاءً یبْکون ) یوسف : 16 ، در حالیکه به «شامگاهان» ترجمه شده است.

* نمونه چهارم

(الْیوْمَ أُحِلَّ لَکمُ الطَّیباتُ وَ طَعامُ الَّذِینَ أُوتُوا الْکتابَ حِلٌّ لَکمْ وَ طَعامُکمْ حِلٌّ لَهُمْ ) مائده: 5

* ترجمه آیه

امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شد، و طعام کسانى که به آنها کتاب (آسمانى) داده شده براى شما حلال، و طعام شما هم براى آنها حلال است... (مشکینی)

امروز هر چه پاکیزه است شما را حلال شد و طعام اهل کتاب براى شما و طعام شما براى آنها حلال است. (الهی قمشه ای)

امروز چیزهاى پاکیزه بر شما حلال شد، و طعام اهل کتاب بر شما حلال است، و طعام شما هم بر آنان حلال است. (انصاریان)

* برداشت فقهی

شیخ مفید در کتابتحریم ذبائح اهل الکتاب می نویسد: «سؤال: فإن قالوا فما تصنعون فی قول الله عز و جل (الْیوْمَ أُحِلَّ لَکمُ الطَّیباتُ وَ طَعامُ الَّذِینَ أُوتُوا الْکتابَ حِلٌّ لَکمْ وَ طَعامُکمْ حِلٌّ لَهُمْ ) و هذا صریح فی إباحة ذبائح أهل الکتاب. جواب: قیل له قد ذهب جماعة من أصحابنا إلى أن المعنى فی هذه الآیة من أهل الکتاب من أسلم منهم و انتقل إلى الإیمان دون من أقام على الکفر و الضلال و ذلک أن المسلمین تجنبوا ذبائحهم بعد الإسلام کما کانوا یتجنبونها قبله فأخبرهم الله تعالى بإباحتها لتغیر أحوالهم عما کانت علیه من الضلال. و قال الباقون من أصحابنا إن ذکر طعام أهل الکتاب فی هذه الآیة یختص بحبوبهم و ألبانهم و ما شاکل ذلک دون ذبائحهم ..

* طعام در روایات

در روایات أهل بیت علیهم السلام واژه طعام  در این آیه چنین معنی شده است : «وَ سُئِلَ الصَّادِقُ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ (وَ طَعامُ  الَّذِینَ  أُوتُوا الْکتابَ  حِلٌ  لَکمْ) قَالَ : یعْنِی الحُبُوبَ. (الفقیه : ح 4218)

أَبُو عَلِی الْأَشْعَرِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ عَلِی بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْکانَ عَنْ قُتَیبَةَ الْأَعْشَى قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ أَنَا عِنْدَهُ فَقَالَ لَهُ : الْغَنَمُ یرْسَلُ فِیهَا الْیهُودِی وَ النَّصْرَانِی فَتَعْرِضُ فِیهَا الْعَارِضَةُ فَیذْبَحُ أَ نَأْکلُ ذَبِیحَتَهُ؟ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: لَا تُدْخِلْ ثَمَنَهَا مَالَک وَ لَا تَأْکلْهَا فَإِنَّمَا هُوَ الِاسْمُ وَ لَا یؤْمَنُ عَلَیهِ إِلَّا مُسْلِمٌ فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ قَالَ اللهُ تَعَالَى : (الْیوْمَ أُحِلَّ لَکمُ الطَّیباتُ وَ طَعامُ الَّذِینَ أُوتُوا الْکتابَ حِلٌّ لَکمْ) فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام کانَ أَبِیعلیه السلام یقُولُ إِنَّمَا هُوَ الحُبُوبُ وَ أَشْبَاهُهَا. (کافی: ج 6 ص 240 ح 10)

* طعام در لغت

الطَّعَام  اسم جامع لکل ما یؤکل، و کذلک الشراب لکل ما یشرب. و العالی فی کلام العرب: أن  الطَّعَام  هو البر خاصة. و یقال: اسم له و للخبز المخبوز، ثم یسمى  بالطَّعَام  ما قرب منه، و صار فی حده، و کل ما یسد جوعا فهو طَعَامٌ . (العین)

* برای مطالعه بیشتر

موارد یاد شده به عنوان نمونه مطرح شده است، جهت مطالعه نمونه های دیگر و زیباتر میتوانید به مقالات ذیل مراجعه کنید:

-  «التطور الدلالی وتأثیره على فهم القرآن الکریم» مجله المصباح (عتبه حسینیه)/ش 22.

-  «نظرة جدیدة لوصف النساء بنواقص العقول» مجله علوم قرآن و حدیث (دانشگاه فردوسی)/ش 94.

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج